چرا ما عاشق معامله گری هستیم؟

بیایید با هم رو راست باشیم. معامله گری بعضی اوقات ناامید کننده می­شود. زیاد به خود سخت نگیرید، حتی معامله­ گران حرفه ­ای هم گاهی، ماه­ها در ضرر باقی می­مانند. بعضی وقت­ها لازم است به خود یادآوری کنید که چرا دارید این کار را انجام می­دهید. کمی مثبت­ نگری و تمرکز دوباره روی دلایلی که از ابتدا شما را به سمت معامله­گری جذب کرده است، ابزار قوی هستند که باعث می­شود دوباره روی چیزهایی تمرکز کنید که باعث موفقیت شما می­شوند. بیاد بیاورید که چه چیز شما را به سمت معامله ­گری سوق داده و جذب کرده است. این همان چیزی است که احتیاج دارید در شلوغی ضررهایتان بشنوید.

بله معامله­ گری سخت است، و همه ما این را تا بحال فهمیده­ایم. اما تبدیل شدن به یک معامله­ گر همیشه در وضعیت سود ارزش تحمل این همه سختی را دارد. معامله­ گر بودن، بهتر و باحال­تر از هر شغل دیگر در دنیا است و من با ده دلیل به شما می­گوییم چرا

واضح ­ترین دلیل: آزادی مالی

عبارت « آزادی مالی» به این معنا است که، اینقدر پول داشته باشید که مجبور نباشید بابت صورت حساب­ها و هزینه ­های زندگی نگران باشید. فکر کنید که تنها با داشتن یک کامپیوتر و اینترنت، می­توانید پول کافی برای داشتن یک زندگی راحت و آسوده را بدست آورید. خود این فکر میتواند یک انگیزه بسیار قوی برای شما باشد. معامله­ گر موفق بودن تنها به این معنی نیست که شما قادرید پول بسیار زیادی در آورید. بلکه مهم­تر از آن بدان معنی است که شما آزادید. این آزادی را دارید که بتوانید هر زمان هر کاری که دلتان بخواهد انجام دهید، این مسئله چیزی است که هیچ قیمتی نمی­ توان رویش گذاشت.

شما یک گردن کلفت هستید

معامله­ گران کسانی هستند که بدنبال فرار از کلیشه ­های معمول هستند، بدنبال راه فرار از چهار چوب زندگی کاری روزانه، یعنی کار از 8 صبح تا 5 عصر. چه کسی دوست دارد اکثر ساعات عمرش را صرف کار کردن کند تا شخص دیگری را ثروتمند کند. این همان کاری است که اکثر مردم اجام می­دهند؛ برای دیگران پول در می­آورند. پولی بیشتر از آنچه که خودشان در می­آورند. این باید دیدگاه یک معامله­ گر باشد. یک معامله­گر، دنیا را آن­گونه که که واقعاً هست می­بیند، نه آن­گونه که جامعه از او می­خواهد به آن بنگرد. بنابراین برای اینکه یک معامله­ گر باشید باید دیدگاهتان متفاوت از عموم مردم جامعه باشد. شما یک گرگ تنها هستید که یک تنه مقابل همه مردم ایستاده­ اید و برایتان مهم نیست که آن­ها در موردتان چه فکری می­کنند. خیلی از مردم وقتی از آن­ها در مورد معامله­ گری سؤال می­شود، آن را بیش از حد ریسک ­آور توصیف می­کنند یا فکر می­کنند این کاری است که تنها عده خاصی از پس آن بر می ­آیند. این­ها همان عموم مردمند. اما شما می­خواهید که یک معامله­ گر باشید، این یعنی شما ذهنیت یک ستاره رپ (نوعی سبک موسیقی) را دارید که شرایطی که جامعه به شما دیکته می کند را نمی­ پذیرید.

مانند برده، کار کردن را فراموش کنید

زندگی که با معامله­ گر بودن بدست می­ آورید، شگفت­ انگیز خواهد بود. نشستن کنار ساحل ، ریلکس کردن و گهگاهی وارد یک معامله شد، حتی ماهی یک­بار ، وقتی یک سیگنال با ارزش را در بازار می­بیند، به نظر بد نمی­آید. حتی بهتر از آن اینکه، مجبور نیستید هر روز سر وقت سرکار بروید. هیچ کس دوست ندارد هر روز صبح ساعت 6 از خواب بیدار شود و به سمت کاری که از آن متنفر است رانندگی کند.(سحر خیزی خوب است ولی با رغبت نه با اجبار) کار کردن بعنوان یک معامله ­گر، به شما اجازه می­دهد از این برده ­داری مدرن فرار کنید. من همیشه معتقد بوده­ ام اینگونه که ما کار می­کنیم، یعنی 40 ساعت در هفته در اتاق­های بدون پنجره، نوعی از برده ­داری مدرن است. معامله­ گری فرصتی است که از این نوع زندگی فرار کنید. البته آسان نیست ، اما حداقل فرصت آزادی واقعی را به ما می­دهد.

انعطاف­ پذیری

انعطاف­پذیری که از بابت یک معامله­ گر بودن بدست می­ آورید، شگفت­ انگیز است. مجبور نیستید وقتی می­خواهید مسافرت تفریحی بروید، نگران مرخصی گرفتن از کار خود باشید. می­توانید برنامه خودتان را برای خود بنویسید، به هر کجا که می­خواهید سفر کنید و هر آنچه که می­خواهید را انجام دهید. به نظر من بهترین قسمت یک معامله ­گر بودن این است که لازم نیست با قوانین و برناﻣﺔ شخصی دیگران زندگی کنید.

گذراندن وقت با خانواده

اگر صاحب فرزند هستید، معامله­ گر بودن به شما اجازه می­دهد زمان بیشتری را با آن­ها بگذرانید و در کنارشان باشید. این مخصوصاً زمانی دل­پذیرتر است که آن­ها کوچک­تر هستند و هر روز یک کار جدید را یاد می­گیرند. روزی 8 الی10 ساعت کار کردن به این معنا است که حداقل نصف از زمان بچگی فرزندانتان را از دست می­دهید، چرا که پیش آن­ها نیستید. هیچ چیزی با ارزش­تر از گذراندن بیشتر وقت با خانواده نیست. معامله­ گر بودن این امکان را به شما می­دهد که کمتر کار کنید و بیشتر با خانواده باشید.

دنیا را بیشتر درک کنید

اگر یک معامله­ گر باشید، بهتر می­توانید تفاوت­ها و نقاط قوت و ضعف اقتصادهای مختلف در کشوهای مختلف دنیا را بفهمید. همیشه تعجب می­کنم که مردم چطور چیزی در مورد نرخ ارز و در نتیجه قدرت اقتصادی کشورهای مختلف چیزی نمی­دانند.ب ه طور مثال، اگر بخواهید به کشورهای دیگر سفر کنید، به احتمال زیاد تفاوت بین نرخ ارز در آن کشور و کشور خودتان را خوب می­دانید، چرا که یک معامله­ گر هستید، اما بیشتر مردم در این مورد چیزی نمی­دانند.

فرصت­هایتان را خوردتان انتخاب کنید

معامله­ گر بودن به این معنا است که این شمایید که فرصت­هایتان را انتخاب می­کنید. شما برای خودتان تصمیم می­گیرید، هم در بازار ، و هم در زندگی. اگر روزی از خواب بلند می­شوید و احساس می­کنید حوصله انجام کاری را ندارید، کاری نمی­کنید. مجبور نیستید حتماً هر روز سرکار بروید و دستورات رئیس­تان را اجرا کنید. این شمایید که قوانین را تعیین می­کنید. معامله­ گری این امکان را به من داده است که یک زندگی نرمال و راحت داشته باشم. معامله­ گری این آزادی را به من داده است که بتوانم هر موقع به هر جا که بخواهم سفر کنم و تمام چیزی که احتیاج دارم، لپ تاپ یا آی پدم است تا بتوانم جداول و چارت­ها را با هم مقایسه و بررسی کنم و به معاملاتم بپردازم.

تا دم مرگ می­توانید معامله کنید

یکی از فواید دیگر معامله ­گری این است که پیر باشید یا جوان می­توانید آن را به خوبی انجام دهید. اگر یک معامله ­گر هستید، واقعاً نیاز نیست که روزی بازنشسته شوید. شما در سرتاسر زندگی خود می­توانید معامله کنید، چرا که معامله ­گری نیازی به فعالیت فیزیکی ندارد. و از داخل خانه خود می­توانید آن را انجام دهید.

فرصت­های مساوی برای همه

برای موفق بودن در شغل معامله­ گری، نیازی نیست که از فلان دانشگاه مهم در فلان­جا مدرک داشته باشید. برای موفق بودن در معامله­ گری فقط باید مصمم، با پشتکار و صبور باشید. در معامله­ گری، فرصت­های یکسان برای همه افراد وجود دارد و برای اینکه معامله ­گر موفقی باشید هیچ پیش شرط و زمینه ­ای نیاز نیست. بعضی از بهترین­ معامله­ گران در دنیا، هیچ­گونه آموزش دانشگاهی ندیده ­اند. حتی کسانی که قادر به اتمام کالج نبوده ­اند می­توانند معامله­ گران موفقی باشند، فقط باید و در آن پشت­کار داشته باشند.

اگر یک معامله­ گر موفق هستید

این شانس را دارید که بتوانید به بقیه مردم هم کمک کنید. نه تنها می­توانید به خانواده و دوستانتان از لحاظ مالی کمک کنید، می­توانید مهارت خود را نیز به آ­نها یاد دهید. دیگران هم می­توانند با یادگیری این مهارت، آزادی خود را بدست بیاورند، درست همانند شما. این نه تنها به نفع آن­ها است، رضایت قلبی فراوانی را در اعماق قلب شما به وجود می­آورد. این همان دلیل است که باعث شد من نیز شروع کنم به در اختیار گذاشتن مقاله هایم به دیگران.

اشتراک گذاری: