چرا بیشتر معامله گران شکست می خورند؟

در این مقاله به این می پردازم که چرا معامله گران معمولا در بازار شکست می خورند.اگر معامله گری اکتسابی است چرا افراد علی رغم گذراندن دوره های مختلف با اساتید گرانقدر هنوز هم ضرر می دهند؟

هرچند فعالیت در بازارهای مالی به یادگیری نیاز دارد ولی آشنابودن به تکنیکها شرط لازم موفقیت در بازار است ، آنچه اهمیت دارد اصول و نظم شخصی است. موفقیت و توسعه فردی و اجتماعی با نظم به دست می آید.داشتن انضباط شخصی به آموخته ها نظم می دهد و معامله گر را پایبند به سیستم از پیش تعییین شده می نماید. آموخته ها باید با مباحث روانی فرد و مدیریت مالی در آمیخته شوند تا الگوی منظمی به معامله گر بدهد. به طور مثال صبور بودن با تحلیل درست و رعایت اصول مدیریت مالی می تواند منجر به موفقیت فرد در بازار مالی شود. حال اگر یک معامله گر این اصول را بداند ولی رعایت نکند نمی تواند موفق باشد و شکست خوردنش حتمی است.

مشکل آنجاست که همه چیز در نظریه قشنگ است ولی وقتی  معامله گران به عمل می رسند  به دشواریها برخورد می کنند .دانش جویی که در کلاس تکنیکال الگوی هارمونیک،امواج الیوت و … را بخوبی فرا می گیرد احساس می کند رمز تولید ثروت را یافته است در حالیکه هنگامی که همان مباحث را در عمل  اجرا می کند نتیجه معکوس می گیرد چرا؟ چون ورود به دنیای معامله گری شرایط لازم روانی را نیاز دارد که معمولا غیر قابل یادگیری است و به تواناییهای درونی روانی فرد نیاز دارد . بنابراین حس آرامش و داشتن اعتماد به نفس کافی و پرهیز از رفتارهای هیجانی مانند ورود بی موقع و یا حس انتقام از بازار هنگام شکست می تواند مثمر ثمر باشد. به نظر من فرد معامله گر یک فرد منسجم و قوی از حیث روانی باید باشد که منطق اولویت نخست او است و توانایی کنترل رفتارهای هیجانی در هنگام مواجه با ضرر را باید داشته باشد. هر چند تکنیکهای بسیاری در بازار وجود دارد ولی هر معامله گر باید خودش به سیستم معاملاتی خود دست یابد که این مهم در کوتاه مدت نمی تواند جوابگو باشد و نیاز به تمرین و تجربه دارد.البته مطالعه روشها و تجربیات افراد بی اثر نمی باشد چرا که مطالعه باعث انسجام ذهن می شود که شرط لازم معامله گری است. معامله گری مانند شغلهای دیگر نیست که به فرد بیکار پیشنهاد شود در آن زمینه شاغل شود بلکه معامله گری ریسک پذیری،علاقه،توانایی محاسبه،قابلیت استراتژی سازی را می طلبد که معمولا در هر فردی وجود ندارد ، پس بیشتر به نظر می رسد معامله گر موفق فرد برجسته ای از لحاظ روانی هم باشد.

نگاهی به زندگینامه افراد موفق کلاسیک در این حوزه مانند وارن بافت، جورج سوروس، بن گراهام، الیوت و… همگی نشان می دهد که آنها افراد پشتکار دار و توانایی بوده اند که توانسته اند ثروت زیادی را تولید کنند (در مقاله دیگر به این خواهم پرداخت آیا معامله گر فقط خودش سود می کند یا دیگران هم بهره می برند؟) بنابراین راز توانایی آنها خوش بینی،ریسک پذیری و مطالعه فراوان می باشد.

بنابراین 3 شرط اساسی موفقیت در بازار شامل توانایی تحلیل،مدیریت مالی و روانشناسی بازار هستند که به این مجموعه سیستم معاملاتی گفته می شود. این سیستم ویژگیهایی دارد که در این یادداشت کوتاه مجال توضیح آن وجود ندارد. هر معامله گر قبل از ورود به هرگونه معامله باید برای تک تک آنها برنامه داشته باشد و همه اینها در نظم معامله گری نهفته است.

معامله گر باید پیوسته مطالعه گر باشد و نقطه پایانی در این بازار وجود ندارد. به یاد داشته اشیم هر مبالغی که در این بازار از دست می رود، هزینه فراگیری یک درس از بازار قلمداد شود.

اشتراک گذاری: